نماز آخرین...

(شعر:رضا نیکوکار)

یک قطره فقط آب...

خبری داغ در این لحظه به دنیا برسد

کاش یک قطره فقط آب به دریا برسد

کاش یک قطره...که لبهای برادر خشک است

چشم های همه ی علقمه بر در خشک است

اشک می ریزد از این بیت به دامان حسین

کربلا...کربلا...جان تو و جان حسین

تیرها وقت نماز است، مدارا بکنید

لحظه ی راز و نیاز است، مدارا بکنید

تیرهای غضب آلود جلودارت نیست

غیر پرواز در اندیشه و افکارت نیست

حوریان خیره به آغاز قنوتت بودند

همه در حسرت پرواز قنوتت بودند

خبری داغ در این لحظه به دنیا برسد

کاش یک قطره فقط آب به دریا برسد...

منبع : شب شعر عاشورا؛ یادواره بیست و دومین مراسم شب شعر عاشورا؛ جمهوری؛ 1387.

معرفی این چن کتاب جهت مطالعه در ایام محرم

معرفی جند کتاب در موضوع محرم همرام با توضیح مختصر

ادامه نوشته

ایستگاه نقاشی درکتابخانه شهید باهنر

ایستگاه نقاشی به مناسبت هفته دفاع مقدس در کتابخانه شهید باهنر برگزار میگردد.این مسابقه نقاشی با همکاری اعضای کتابخانه های رجایی و باهنر د رکتابخانه باهنر روز دوشنبه بعدازظهر برگزارمیگرد . امید است دوستان و اعضای محترم کتابخانه در این مسابقه نقاشی فعالیت خوبی داشته باشند.

معرفی کتاب عباس دست طلا به مناسبت هفته دفاع مقدس

عباس دست طلا (داستاني از زندگي حاج عباس علي باقري)/ محبوبه معراجي­پور/ فاتحان/ 272 صفحه

عباس علی باقری با مروری کوتاه بر زندگی­اش و دودلی­های خود برای حضور در جبهه­ها، از زمانی می­گوید که تصمیم می­گیرد برای دو هفته به جبهه برود و ببیند در آن جا چه کاری از دستش برمی­آید. «حاج عباس‌علی باقری» مشهور به «حاج عباس دست‌طلا»، تعمیرکار خوش‌نام جبهه‌های جنوب به عنوان داوطلبی بسیجی راهی جبهه می‌شود. کسی که آن روزها در خیابان خاوران برای خودش گاراژ و تعمیرگاه و برو بيايی داشت و دست کم چند خانواده را روزی می‌رساند به عنوان یک تعمیرکار ساده‌ی یک لاقبا به همراه چند تن از دوستانش به پادگان ارتش در اسلام آباد اعزام می­شوند. محلّی که خودروهای خسارت دیده در آن تعمیر می­شوند و عباس آقا و دوستانش که قرار است توانایی خود را در کار ثابت کنند، جیپی را که چپ کرده تعمیر می­کنند. توانایی و سرعت آن­ها باعث شهرت­شان می­شود.

پس از گذشت یک ماه و نیم از بازگشت آن­ها از جبهه­ها، باقری تصمیم می­گیرد تیمی را برای تعمیر خودرو­ها به جبهه­ها ببرد. یافتن این نیروهای ماهر و مجاب کردن آن­ها بخش مهمی از کتاب «عباس دست طلا» است و به نوعی انگیزه مردم برای حضور در جبهه­ها و چرایی شرکت نکردن برخی افراد در دفاع مقدس را بیان می­کند. باقری در نهایت تیمی 21 نفره را تشکیل می­دهد اما به دلیل ماجرا­هایی که در هنگام اعزام رخ می­دهد، تنها 9 نفر از تعمیرکاران باقی می­مانند، افرادی که نزدیک به 14 ساعت در روز کار می­کنند و خودروها را به سرعت تعمیر و تحویل می­دهند.

رهبر انقلاب در مورد این کتاب فرمودند: «کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود... هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود...»